دولت در ایران همواره با رویکردی دستوری، در سلسلهمراتبی اجباری، در پرتوی سیاستگذاری نهادی و در چارچوب عقلگرایی اداری دست به طراحی برنامههای عمرانی و توسعهای میزد و با تکیه بر بوروکراسی رو به گسترش، در پی عملیاتی کردن این برنامهها بود؛ در نتیجه، در قوانین موضوعه محیطزیستی، قوانین برنامهای و قوانین مرتبط با فعالیت سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی مجال چندانی به مشارکت عمومی داده نشد. به همین نحو، رویکرد دولت در آموزش رسمی، رویکردی رئالیستی و سنتی بود که چندان اعتنایی به مشارکت یادگیرندگان نداشت. بدینسان، یکی از دلایل بیگانگی جامعه از محیط زیست فراهم آمد.
مقدمه
فصل اول: زمینه تاریخی طرح مسئله
فصل دوم: دولت؛ یک چهارچوب تحلیلی
فصل سوم: دولت پهلوی و محیط زیست
فصل چهارم: برنامهریزی و قانونگذاری محیط زیستی در دوره جمهوری اسلامی
فصل پنجم: توسعه مبتنی بر کشاورزی، تلاش برای استقلال غذایی و کمتوجهی به ...
فصل ششم: محیط زیست در سایه سازندگی، ضرورت افزایش تولید ناخالص داخلی و کاهش ...
فصل هفتم: ماهیت ناپایدار توسعه در برنامه دوم (1374ـ1378)
فصل هشتم: برنامه سوم توسعه (1379ـ1383): دولت اصلاحات و محیط زیست
فصل نهم: برنامه چهارم (1384ـ1388): چشمانداز توسعه و به حاشیه رانده شدن محیط زیست
فصل دهم: عدم تحقق عدالت اجتماعیـ محیط زیستی در دوران برنامههای ...
فصل یازدهم: آموزش رسمی محیط زیست در ایران
فصل دوازدهم: سازمانهای مردمنهاد محیط زیستی در ایران
کتابنامه
كتاب حاضر براي دانشجويان رشتههای تاریخ و جامعهشناسی در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکتری، به عنوان منبع کمکی دروس 2 واحدی «تاریخ انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی»، «تاریخ ایران معاصر»، و «جامعهشناسی محیط زیست» تألیف شده است. امید است که علاوه بر جامعه دانشگاهی سایر علاقهمندان نیز از آن بهرهمند شوند.