مدیریت راهبردی به مدیران توصیه میکند از اهداف سازمانها باید همانگونه استفاده شود که ناوبرها از ستاره قطبی استفاده میکنند؛ زیرا اعتقاد بر این است راهبردها بر اساس چشمانداز و اهداف به مثابه ستاره قطبی عمل میکنند. مدیران، این اهداف را مانند ستاره شمال روی قطبنمایشان تنظیم میکنند و بعد با راهبردهای آیندهنگر هر موقع که به دلیل تحولات سریع و پیچیده محیطی راه را گم کردند، از آن به عنوان وسیلهای برای راهیابی راهبردی استفاده میکنند. بنابراین در پرتو وجود راهبردهای مبتنی بر اهداف و چشمانداز است که مشخص میشود یک سازمان به کجا و چگونه باید برسد و در این مسیر منابع و امکانات خود را به صورت بهینه و در جهت دستیابی به اهداف به کار گیرد و با کمترین امکانات بیشترین نتیجه را به دست آورد.
پیشگفتار
کتاب اول: مبانی و تفکر راهبردی
فصل اول: تاریخچه مدیریت راهبردی
فصل دوم: سیستم و تفکر سیستمی
فصل سوم: راهبرد
فصل چهارم: انواع راهبرد
فصل پنجم: تفکر راهبردی
فصل ششم: مدیریت و برنامهریزی راهبردی
فصل هفتم: مکاتب مدیریت راهبردی
فصل هشتم: پارادایم
منابع و مآخذ
کتاب دوم: برنامهریزی راهبردی
فصل نهم: چشمانداز و مأموریت
فصل دهم: ارزشها
فصل یازدهم: هدف
فصل دوازدهم: محیط و تحلیل محیطی
فصل سیزدهم: محیط درونی و بیرونی
فصل چهاردهم: تجزیه و تحلیل و انتخاب راهبرد
فصل پانزدهم: پیادهسازی و اجرای راهبرد
فصل شانزدهم: کنترل
منابع و مآخذ
این کتاب برای دانشجویان رشته مدیریت بهعنوان منبع اصلی درس «مدیریت راهبردی» تدوین شده است. امید است علاوه بر جامعه دانشگاهی، کلیه مدیران و سایر علاقهمندان نیز از آن بهرهمند شوند.